هرسال با آمدن 25 آبان و سالروز تشییع 370 شهید در اصفهان، شبهاتی هم در مورد عملیات محرم که بیشترین تلفات فرماندهان را داشته، مطرح میشود؛ این بار به سراغ یکی از فرماندهان حاضر رفتیم تا از روزهایی بگوید که چیزی تحت عنوان «نشد» برای فرماندهان معنا نداشته و علت تعداد شهدای محرم را توضیح دهد.
به گزارش خط هشت از اصفهان، نام اصفهان با 25 آبان توصیف دیگری از رشادت و غیرت و مردانگی جوانان دیار نصف جهان است و اساساً یکی از مؤلفههای اصلی این شهر و مردم آن محسوب میشود، البته نه فقط در شهر اصفهان بلکه شاید بتوان گفت بخش مهمی از نام 25 آبان را باید در خاک تفدیده جنوب جستوجو کرد.
دفاع مقدس هم قطعاً سختی، ناملایمات و مشکلات بسیاری داشته است اما نکته مهم، بررسی این مشکلات و واکاوی علل آن است تا بتوان از تاریخ عبرت گرفت و نه اینکه عبرت تاریخ شد و عملیات محرم بدون شک میتواند مدرسهای کامل از برای شجاعت و صلابت و فداکاری تاریخ باشد.
کما اینکه صرف آگاهی از وقایع دفاع مقدس، مخصوصاً عملیاتهایی همچون عملیات محرم به جهت ویژگیهای خاص منطقه عملیاتی و شرایطی که در زمان عملیات اتفاق میافتد اهمیتی دوچندان دارد، در همین خصوص به گفتوگو با جواد صالحی از فرماندهان اصفهانی عملیات محرم و استاد دانشگاه پرداختیم.
اهمیت عملیات محرم از چه جهتی است و تفاوت آن با دیگر عملیاتهای دفاع مقدس را در چه میدانید؟
صالحی: عملیات محرم در واقع ادامه عملیات فتح المبین در شمال خوزستان بود، در این عملیات ۱۲ یا ۱۵ فرمانده گردانهای لشکر امام حسین (ع) شهید شدند که در طول دفاع مقدس بیسابقه است، حتی در عملیاتهای بدر و خیبر از نظر شهادت فرماندهان گردان، این امر اصلاً قابل مقایسه نیست و یکی از سختترین عملیاتها به لحاظ از دست دادن نیروهای انسانی اثر گذار و فرمانده برای استان اصفهان، با توجه به شرایطی که پیش آمد، عملیات محرم است.
چه شرایطی باعث شد که عملیات با سختی انجام شود و این تعداد از رزمندگان به شهادت برسند؟
صالحی: خود من بچههایم را جمع کردم و دست در دست هم دادیم برای آنکه آب ما را نبرد و از سیلاب رد شدیم، چراکه چیزی تحت عنوان «نشد» برای ما معنا نداشت، بنابراین برای لشکرهای خط شکنی مثل لشکر امام حسین (ع)، نجف اشرف، علی ابی طالب (ع) و... چیزی به نام سد و مانع معنی و مفهوم نداشت و با این تفکر و نگرش عملیاتها طراحی و اجرا میشد.
البته روز قبل عملیات ما از منطقه بازدید کردیم و آب تا مچ پا بود اما شب که رسیدیم، آب از سر ما هم بالاتر میزد، از طرفی قدرت سیلاب بسیار بیشتر از آب معمولی است.
آب از کردستان شروع به جریان کرده و از کرمانشاه رد شد و آب این منطقه هم به آن اضافه شد، علاوه بر آن گل و لای هم اضافه شد، هنگامی که گل و لای به آب اضافه شود چگالی و دانسیته آب بالا میرود و پیرو آن هم نیرو آب افزایش پیدا میکند، بنابراین این آب اصلاً با آبهای معمولی و خوروشان اروند، کارون و... قابل مقایسه نیست.

در مورد نحوه سازماندهی و فرماندهی عملیات قدری توضیح دهید.
صالحی: عملیات محرم نقطه آغازی بر تحول سازمانی سپاه است و برای نخستین بار لشکرهای سپاه قبل از این عملیات تشکیل شدند و سازمان رزم سپاه در قالب لشکر وارد عمل شد در حالی که عملیاتهای قبلی در قالب تیپ بوده است.
با توجه به گذر زمان چون امکانات از بعثیها گرفته میشد و تجهیزات به دست میآمد و همچنین نیروی انسانی (نیرو انسانی و بسیجی و داوطلب و نیروهای مردمی و سپاه) تثبیت شده و حضور پیدا میکرد، سازمان هم توسعه پیدا میکرد.
در آغاز دفاع مقدس به صورت دسته بودیم، سپس گروهان و در عملیات ثامن ائمه (ع) گردان شدیم، در عملیات طریق القدس در قالب محور عمل کردیم که بعداً تیپ نام گرفت و تیپ نجف اشرف، امام حسین (ع) و کربلا در کل سپاه در همین عملیات شکل گرفت و بعداً در عملیات فتح المبین و بیت المقدس در قالب تیپ عمل کردند.
در عملیات محرم در قالب لشکر عمل کردند و حاج حسین خرازی چون قبلاً فرمانده تیپ امام حسین (ع) بود و قرارگاه فتح هم تازه تشکیلشده بود، حاج حسین شد فرمانده قرارگاه یا همان سپاه سوم که لشکر امام حسین (ع) یکی از لشکرهای تابعه آن بود، آقای ابو شهاب که قبلاً جانشین لشکر بود در این عملیات به عنوان فرمانده لشکر امام حسین (ع) حضور داشت و عملیات را فرماندهی کرد.
از جزییات عملیات و نقش و مسؤولیت خودتان در آن بگویید.
صالحی: در عملیات محرم ۱۹ گردان وارد عمل شدند، در کمتر عملیاتی چنین وضعیتی را داشتیم که یک لشکر بتواند ۱۹ گردان را در فوج اول و دوم عملیات وارد کند، ۱۲ یا ۱۵ نفر از فرماندهان گردانهای ما به شهادت رسیدند که ۲ نفر از آنها شهیدان خدامی و کریم سلیمی تا سالها مفقود الاثر بودند، گردانهای آنها را تحویل گرفتیم، سه گردان یک گردان شد در قالب تیپ من و حجت الاسلام علی ردانیپور فرمانده گردان بود، ایشان آخر ستون و من ابتدا ستون بودم.
در مرحله اول که سرستون بودم و رسیدم به رودخانه دویرج، فرمانده محور تماس گرفت و گفت پل لشکر ۱۷ را آب برده و نمیتواند عبور کند، بنابراین باید از محور شما عبور کند، چون قسمت بالاتر خیلی حجم آب زیاد بود لذا نمیتوانستند به هیچ وجه عبور کنند، از همین رو نیروهایم را کنار کشیدم و شهید زینالدین سه گردان را عبور داد و بعد ما پشت سر ایشان عبور کردیم.
گردانهای خطشکن و غافلگیری دشمن
در واقع گردانهای خط شکن اینگونه هستند که وقتی دشمن در غافلگیری کامل هست به آنها حمله میکنند چرا که موانع بسیاری مثل میدان مین، کمینگاهها و موانع طبیعی و مصنوعی وجود دارد، برای اینکه در این موانع و میدانهای مین تلفات را به حداقل برسانیم و بتوانیم خودمان را به دشمن برسانیم، لازم است در غافلگیری کامل حرکت کنیم.

در این عملیات پذیرفتم که با دشمنی که توسط آقا مهدی زینالدین بیدار میشود و کمینهایی که بیدار میشوند و اسلحههایی که اماده شلکیک است و ۲۴ ساعت با تمام توان شلیک میکند، نیروهایم را عبور دهم و همین باعث شد تلفات ما در میدان مین بیشتر شود که در آنجا تیر به سر من اصابت کرد و یکی از فرماندهان گروهانها پایش قطع شد چرا که شهید زینالدین خط را به سمت راست کشاند و ما هم باید به سمت چپ میرفتیم، کمین بعثیها تا ساعت ۹ صبح تیراندازی میکردند و خیلی از مجروحان ما را از این طریق شهید کردند.
آیا قبل از عملیات مشکل خاصی پیش نیامد؟
صالحی: در عقبه عملیات نکتهای که حائز اهمیت است این است که سه روز پیش از عملیات ما آماده شده بودیم، یک روز صبح بلافاصله بعد از نماز که بچهها هر کدام مشغول عبادت و جمعآوری تجهیزات و... بودند، با آتش بسیار شدید توپخانه و موشکی عراق موجه شدیم که تعداد زیادی هم آن جا شهید دادیم.
ستون پنجم در سنگر مخابراتی ارتش به عراقیها گرا میداد
به محض این که آتش سنگین توپخانه و موشکی دشمن آغاز شد، آقا مصطفی به برادرش گفت که سریعاً بروید سراغ سنگر بیسیم ارتش، بلافاصله حاج علی ردانیپور با چند نفر رفتند سراغ سنگر مخابراتی ارتش و دیدند که دارند به عراقیها گرا میدهند که به حفاظت اطلاعت ارتش تحویل داده شدند.
پس از گذراندن این موضوع رفتیم برای عملیات، معمولاً یک فاصله بین دو خط دشمن قرار دارد، در این جور مواقع وقتی به موضع دشمن میرسیم، هماهنگیهای نهایی برای حمله به دشمن صورت میگیرد و البته منتظر هم میمانیم تا همه یگانها جمع میشوند.
آن موقع چون زمان زیادی رزمندهها استراحت نکرده بودند پشت به پشت هم نشستیم تا به هم تکیه بدیم و استراحت کنیم، موقع عملیات، زمان سرد آن منطقه است و لباسهای رزمندگان هم همه خیس بود و تا صبح مجروحین از سرما میلرزیدن و صدای به هم خوردن دندانهای بچهها شنیده میشد.

آیا دشمن در این عملیات از شیوههای جدیدی استفاده کرده بود؟
صالحی: پس از شکسته شد خط توانستیم تپههای ۲۲۰ یا ۲۲۲ را در مرحله اول گرفتیم و چند روز بعد در ادامه هم دیگر در مرحله دوم برای گرفتن پاسگاه شرهانی رفتیم که مشرف شدیم به شهر زبیدات و در مرحله سوم باید به سمت تپههای ۱۷۸ میرفتیم که مشرف به شهر طیب عراق بود.
در این عملیات داستانهای بسیار زیادی وجود دارد، دشمن موانع بسیاری ایجاد کرده بود، برای نخستین بار با کانالهای تانک یا پیان پی رو به روشدیم، کانالهای طولی که در آن تانک حرکت میکرد چرا که ما از هر کانال که ایجاد میکردند رد میشدیم از همین کانالهای پهن و عمیق ایجاد کرده بودند تا نتوانیم از آنها عبور کنیم.
برای نخستین بار با این کانالها مواجه شدیم که هم عریض و هم خیلی عمیق بوده و کف آنها سیم خاردار انداخته بودند، خیلی جاها هم گازوئیل ریخته بودند که در صورت حمله ما آتش بزنند تا به هیچ وجه نتوانیم عبور کنیم.
خلاصه آن که عملیات محرم در سه مرحله انجام گرفت و جزء عملیاتیهایی بود که تلفات بسیاری داشتیم و بخش عظیم آن مربوط به سیلاب بود، در مرحله سوم به دلیل بومی بودن، یگانها عراق که در آن جا مستقر بودند، تمام نقاط پاتک را خوب بلد بودند و حجم زیادی نیروی احتیاط و پشتیبانی مستقر کرده بود چرا که این منطقه چنان برایشان حائز اهمیت بود که هرشب قبل از طلوع آفتاب با یک حجم عظیم آتش و نیروی تازه نفسی که به ما حمله میکردند روبه رو میشدیم و بسیاری از مجروحان یا به اسارت در میآمدند و یا همان جا شهید میشدند که جنازه بسیاری از شهدا سالها بعد پیدا شد.
با وجود این مسائل و مشکلات، نسل جوان امروز چگونه باید کار کرد؟
صالحی: به جوانان کشورم میگویم، اگر بشر، این ۸ میلیارد آدمی که روی کره زمین زندگی میکنند دستشان را به دست ولی خدا، رهبر انقلاب بدهند و سایه سار کلام و نگاه ایشان حرکت کنند یعنی همانگونه که ایشان نگاه میکند، نگاه کنند، همانگونه که ایشان صحبت میکند صحبت کنند و همانگونه که ایشان عمل میکند عمل کنند، یقیناً دنیا و آخرتشان آباد خواهد شد.
پس راه گریزی غیر از این نیست و هیچ جایی جز در خانه ولایت هم در دنیا و هم آخرت گیر کسی نخواهد آمد و کسانی هم که در خارج از اینجا به ظاهر دنیایی گیرشان آمده در خسران و ضرر و زیان و بدبختی و فلاکت زندگی میکنند که خیلی از اینها را میشناسیم.
با هیچ عقلی جور نمیآید که انسان به سرش تیر بخورد و زنده باشد
همانگونه که آن روز جنگیدیم، در مناطق مختلف عراق، سوریه و هر جا که لازم باشد، هم خودمان و هم نیروهایی که آموزش و پرورش دادهایم حضور پیدا خواهیم کردیم، من پس از جنگ هزاران نفر افسر آماده و تربیت کردهام برای همین مواقع، که من کوچکترین بچههای جنگ هستم و به خواست خدا تا به امروز در دنیا بودهام، چراکه با هیچ عقلی جور نمیآید که انسان به سرش تیر بخورد و تمام بدنش تیر و ترکش بخورد اما هنوز زنده باشد و این یقنا خواست خدا و حکمت او بوده است.

در آخر اگر نکتهای درمورد عملیات محرم مانده است بفرمایید.
صالحی: هر عملیات معمولاً پاشنه آشیل عملیات دیگر است بنابراین میبینیم که عملیات محرم یک عملیات موفقآمیز بود الا در برخی از جاها که همیشه همینطور است و در برخی از عملیاتها اهداف صد درصد تحقق پیدا میکند و در برخی کمتر.
عملیات محرم برای ما عملیات موفق آمیزی بود
ضمن اینکه بنا نبود در این عملیات ما تپههای ۱۷۸ را بگیرم و این اهدافی بود که بعداً مشخص شد و برای همین ما اطلاعات و شناسایی کمتری نسبت به آن منطقه داشتیم، علی رغم اینکه سیل آمد و تلفات زیادی از ما گرفت و کار را برای ما سخت کرد ولی در عین حال عملیات برای ما عملیات موفق آمیزی بود و پاشنه آشیلی شد برای عملیات والفجر مقدماتی، عملیات محرم همچون عملیاتهای کربلا و الفجرها جزء عملیاتهای تعقیب دشمن محسوب میشود.
منبع: فارس