این بار قصه شهید و شهادت در منطقه حفاظت شده لشگردر جان میگیرد با قهرمانی که نامش به تارک تاریخ شهر یادگار میشود، قهرمانی که روزهدار بود و یحتمل با دلی گرفته از شرارت و قساوت مثالزدنی آدمیانِ اسیر بیرحمی رخت بست و آیه شد از برای ایثار.
به گزارش خط هشت، همه ماجرا همین است، «عبدالله یاری»، محیطبان جوان همدانی درست زمان افطار جام شهادت را نوشید و کتاب ایثارش تمام و کمال شد؛ شهیدی که با زبان روزه قامت شهادت بست و افطار مهمان سفره آسمانیان شد.
این بار قصه شهید و شهادت در منطقه حفاظت شده لشگردر جان میگیرد با قهرمانی که نامش به تارک تاریخ شهر یادگار میشود، قهرمانی که روزهدار بود و یحتمل با دلی گرفته از شرارت و قساوت مثالزدنی آدمیانِ اسیر بیرحمی رخت بست و آیه شد از برای ایثار.
قهرمانی با اعتقاد راسخ و ویژگی بارز امانتداری که آوازهاش گوش به گوش رسیده و رشیدی که همه کوه و قله زیر پایش اصلا در رگ و پیاش ریشه دوانده و وقف شده بود، عبدالله دلشریک طبیعت بود و جاننثار مخلوقات الهی.
جان بر کفی که عاقبت نسخه یکهتازیاش ملکوتی شد و فرزندی دو ساله بازمانده مرد دشت و دمن؛ عبداللهی که به رغم تکرار روزهای تکراریاش بر فراز بلندای ارتفاعات، تکراری نزیست و رسم امانت را با همه جان به جا آورد.
از عبدالله گفتن، سر گرفتن کلام است از شغلی پرمخاطره با قید عشق و عاشق بودن، مگر نه آن است که خداوند فرموده در زمین و آسمان نگاه کن و در آن تأمل. عبدالله با چشم دل به زمین خدا نگریست و امانتداری کرد و قبول افتاد.
قبول افتاد که می ناب الهی نوشید تا از دروازه شهادت به سرای باقی بشتابد و به سفره افطار بهشتیان در هنگامه اذان بپیوندد.

محیطبانان، امانتداران راستین میراث الهی
رضا یاری، برادر تنها شهید محیطبان همدان، گریزی هر چند کوتاه به عشق بیحد و حصر شهیدش به طبیعت میزند و یاد و خاطرهاش را گرامی میدارد، او میگوید: «عبدالله برادر جوانم، سال ۹۱ به وقت حفاظت از محیط زیست با متخلفان درگیر و از پشت با اصابت گلوله به شریان اصلی شهید و ایثارش در راه حفظ محیط زیست تکمیل شد، عبداللهی که متعهد، خوش قول و خونگرم و عاطفی بود، او یک فرزند دو ساله پسر داشت ولی با این وجود به رسم امانتداری به دل کوه و دشت میزد و قلبش برای امانت الهی میتپید.
زندگی در طبیعت و شغل محیطبانی کار سخت و طاقتفرسایی است، زمان شب و روز هم نمیشناسد به گمانم تا عشق نباشد، ایثار میسر نمیشود؛ زیر تیغ تیز آفتاب یک جور و سرمای استخوانسوز زمستان طور دیگر مجاهدت میخواهد و عبدالله یکی از مجاهدان این راه بود، مجاهدی که مهاجر شد.
برای محیطبانان شیفته طبیعت، همه روز و هفته و سال عجین با کوه و صخره، دره و قله است، زندگی گره خورده به محیط زیست حتی ماه رمضان و محرم هم حال و هوای دیگری دارد، طلوع و غروبی که دوش به دوش طبیعت است و عزاداریهایی که در دشت و دمن برگزار میشود خلاصه که شغل پرمخاطره و سختی است بلاشک باید سراسر غیرت باشی و فداکاری تا در رخت محیطبانی بدرخشی.
شغلی که هزار و یک مشکل به همراه دارد، از دوری خانواده گرفته تا نگرانی بابت متخلفان و شکارچیان، مارگزیدگی، سقوط از کوه و دغدغههای دیگر؛ البته که تا محیطبان نباشی، این حرفها مثل ذرهای است در برابر دریا، حتما زبان قاصر از شغل محیطبانی است، شغل که نه! عشق به مخلوقات الهی.
ولی با تمام این تفاسیر اهمیت به این شغل با تمام مخاطرات و عشقی که محیطبان به خرج میدهند، فرهنگسازی است، اهمیتی که مسئولان استانی و کشوری برای شهدای محیطبان قائل میشوند جای خوشحالی دارد و میتواند در نوع خودش به فرهنگ حفظ محیط زیست بیانجامد.

یادواره ایثار شهدای کوه و صخره
در یادوارهها و نکوداشتها و مراسمهای این چنینی حتما پیامی مستتر است، پیامی از جنس تقویت فرهنگ حفظ و حراست محیط زیست و اهمیت این نکته؛ نمونه بازر آن هم یادواره شهدای محیطبان است، مراسمی که یادآور ایثار شهدای کوه و صخره بود.
در واقع اولین یادواره شهدای محیط زیست بود که بنده به عنوان نماینده خانواده شهید یاری شرکت کردم، مراسمی که طی آن محیطبانان شهید و خانواده این عزیزان ارج نهاده شدند، به تعبیری این یادواره نشانهای بود از اهیمت ایثار این قشر برای مسئولان.
از مسئولان و دستاندرکاران مراسم واقعا تشکر میکنم و این یادواره را به فال نیک میگیرم، میدانید که مراسمی با حضور مسئولان کشوری و تقریظ رهبری بر مصحف شریف حتما از همراهی با خانواده شهدای محیطبان خبر میدهد.
اولین کنگره شهدای محیطبان البته با حضور سردار رادان، فرمانده کل انتظامی کشور، علی سلاجقه، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست، سیدامیرحسین قاضیزاده، رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران و تعدادی از مسئولان استانی در اهواز برگزار و یاد شهدای ایثارگر محیطبان طنینانداز شد.
امیدوارم دیدار با رهبری هم قسمت خانواده ما و دیگر خانواده شهدای محیطبان شود. نگفته نگذرم کتابی با عکس شهدای محیطبان هم هدیه این دیدار بود؛ دیدار و یادوارهای که برای اولین بار برای جانهایی که در راه حفظ محیط زیست رفتند و آسمانی شدند، رقم خورد.
حرف آخرم را پیوند میدهم به امید و امیدواری، به روزی که اسلحه متخلفان، دوربینی شود برای ثبت لحظات ناب طبیعی، قلمی شود برای انعکاس زیباییها؛ به روزی که ابزار شکار به کتاب و ارادهای تبدیل شود برای حراست از طبیعت.
زیباتر زمانی است که فرهنگ حفظ محیط زیست نهادینه و روز به روز به شمار طبیعتدوستان اضافه شود و امانت طبیعت به خوبی برای آیندگان به میراث بماند.»

منبع: فارس