شهید مدافع حرم سید ارشاد حسین از مجاهدان شجاع پاکستانی است که با لشکر زینبیون راهی سوریه شد و به شهادت رسید. او در دو جبهه مقاومت اسلامی جنگید.
سیره زندگی این زن مجاهد در راه حق، الگویی است که نمیتوان به سادگی از کنار آن گذشت. در حقیقت شهدا در طول زندگی خود همیشه «شهید» زیسته اند و شهناز حاجی شاه نیز از همان جمله است.
یکی از نیروهای شهید «طهرانیمقدم» میگوید: همه بچهها را جمع کرده و شروع میکرد به توجیه کردن آنها، میگفت هدف ما چیست؟ میخواهیم به کدام سمت برویم؟ دشمن دارد کار میکند، پس بچهشیعه هم باید کار کند...؛ خیلی انرژی عجیبی میداد.
دانشآموزانی ۱۵ـ۱۴ ساله بودند که برای ایستادن جلوی بعثیها رفتند غواصی یاد گرفتند. در حالی که برخی از آنها یک بار هم داخل آب نرفته بودند. پاهای این مردهای کوچک هنوز بزرگ نشده بود و فینهای غواصی اندازهشان نبود.
محمدعلی ابراهیمزاده میگوید: اواخر جنگ بود آن روز را فراموش نمیکنم و غم آن اشک و آه را مهمان چشمانم میکند، در یک آن برادرم را مقابل چشمانم از دست دادم، دشمن به سمت ما خمپاره زد، چند نفرمان شهید و مجروح شدیم، خمپاره به سر برادرم اصابت کرد و برادرم روی زانوی من شهید شد.
شهید مطهری میفرمایند: اگر پیغمبر اسلام زنده میبود، امروز چه میکرد؟ والله قسم میخورم پیغمبر اکرم در قبر مقدسش امروز از یهود میلرزد. به خدا قسم ما غافل هستیم. واللهِ قضیهای که دل پیغمبر اکرم را خون کرده است، این قضیه است.
شهید «بهنام یوسفی» در وصیتنامه اش آورده است: سنگر مقدس آموزش و پرورش را به دست منحرفین و منافقین ندهید.